قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3133
تاريخ الفي ( فارسى )
تنگ آورد ، كه به يك بار خبر رسيد كه مسعود بلالى و ترشك و البقش كونخر با لشكرى انبوه به حوالى شهر ابان « 1 » رسيده متوجّه بغدادند و تمامى سواد بغداد به تاخت و تاراج خراب كردند . بندگان وزير چون اين خبر شنيدند ، در ساعت از سر محاصرهء قلعه برخاسته عنان عزيمت به صوب بغداد منعطف داشتند ؛ چه ، بغداد از سپاه خالى بود . و چون وزير به بغداد رفت ، خليفه باز از بغداد به قصد دفع آن جماعت متوجّه شهر ابان گشت . در حدود بعقوبا « 2 » هر دو سپاه بههم رسيدند . مسعود بلالى چون اين نوبت خبر توجّه خليفه شنيد ، كس به قلعهء تكريت فرستاده ملك ارسلان بن سلطان طغرل بن سلطان محمّد را ، كه پيش او محبوس بوده ، به لشكرگاه خود طلبيد و او را به پادشاهى برداشت و خواست كه به نام او با خليفه مقتفى لامر اللّه مقاومت نمايد . اتفاقا چون روز معركه هردو سپاه صفها آراسته برابر يكديگر شدند - و اين معركه بعد از آن بود كه هيجده روز با يكديگر جنگها كرده بودند - القصّه ، در روز معركه اوّلا ميمنهء خليفه و طايفهاى از قلب روى به گريز نهادند و راست تا به بغداد هيچجا توقف نكردند . و در اين وقت چون خليفه مشاهدهء اين حال نمود دانست كه اگر او نيز عنان تكاور خود منعطف داشته از معركه بيرون رود ، تركمانان تعاقب او نموده هيچكس را زنده نخواهند گذاشت . بنابراين خود با پسرش - كه ولىعهد او بود - فرياد « يا آل هاشم » « 3 » كه شعار ايشان بود برآورده ، بر سپاه تركمانان حمله آوردند . و چون ميسرهء خليفه و جمعى از قلب كه با او مانده بودند ، ديدند كه خليفه خود در معركهء حرب درآمده ، به هيئت مجموعى تمام ايشان با خليفه موافقت نموده روى به تركمانان نهادند . و تركمانان طاقت حملهء ايشان نياورده روى به گريز نهادند و تمامى اموال ايشان به دست سپاه خليفه افتاد . حتى زن و فرزند ايشان نيز گرفتار شدند . امّا خليفه منادى كرد كه هيچكس دست به زن و فرزند تركمانان دراز نكند و اموال و حواشى ايشان را غارت كنند . نقل است كه آنمقدار گوسفند به دست سپاه خليفه افتاد كه دو گوسفند بزرگ به يك دانگ « 4 » نقره مىفروختند . القصّه [ 96 ب ] خليفه مظفّر و منصور با غنايم بسيار به بغداد مراجعت كرد و اهل و عيال تركمانان را نيز همراه آورده محافظت نمود . و البقش كونخر ، ملك ارسلان را از آن معركه برداشته به شهر خود كه به لحف « 5 » اشتهار داشت برده در قلعهء ماهكى « 6 » نگاهداشت .
--> ( 1 ) . در متن : شهربان . شهرابان واقع در مشرق بغداد - معجم البلدان . و گويند آن را دخترى به نام ابان از نوادگان كسرى ساخته . - لغتنامه . ( 2 ) . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 2828 كتاب . ( 3 ) . الكامل : « اى فرزندان هاشم ! شيطان دروغ گفته است » يعنى : ما شكست نخوردهايم ، دشمنان ما به دروغ اين خبر را منتشر كردهاند . ( 4 ) . برابر يك ششم درهم . ( 5 و 6 ) . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 3058 كتاب .